ابو القاسم راز شيرازى

126

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

است ، و وقف قلب به معنى وقوف و سكون است در طريق سلوك الى اللّه و اين نيست مگر به سبب غفلت از ذكر حقّ جلّ و علا و صفات كماليّهء او . پس مىفرمايد : آيا نظر نمىكنى كه هر وقت عبد ، ذكر و ياد الهى را به وصف عظمت مىكند از روى خلوص قلب كه مستلزم نسيان ما سوى است كه : وَ اذْكُرْ رَبَّكَ إِذا نَسِيتَ « 9 » مرتفع مىشود هر حجابى كه فىمابين عبد و حقّ جلّ و علا است قبل از ذكر ؟ و هرگاه مطيع شد قلب محلّ ورود قضاء الهى را و ظاهرا و باطنا اعتراض نكرد و راضى شد به قضاء بر وفق رضاى حقّ تعالى ، مفتوح مىشود باب قلب و حاصل مىشود سرور و شادى و راحت و روح باطنى در قلب ؟ و هر وقت مشغول شد قلب بنده به اسباب دنيا از مال و جاه و اولاد و نسوان و غير ذلك از زراعات و تجارات و مساكن ، منخفض و سر به زير و تيره مىشود و پس از اشتغال به دنيا كه مشغول به ذكر و ياد حقّ تعالى مىشود شاعر و هوشيار مىشود بر خفض و ظلمت قلب ، مىبيند قلبش را مثل خانهء خرابى به زير افتاده كه خالى است از عمارت ، و مونسى در آن نيست ؟ زيرا كه عمارت قلوب به ذكر است و مونس دلها نور ذكر الهى است ، بلكه مونس دلها حقّ است اگر غير حقّ مونس ديگر نداشته باشد كه : « يا انيس من لا انيس له » « 10 » : اى ذكر تو زينت زبانها * و اى ياد خوشت انيس جانها و هر وقت غافل شد عبد از ذكر حقّ تعالى ، مىيابد قلب را بعد از غفلت - هرگاه تدبّر كند - كه واقف و ساكن شده است از سلوك الى اللّه و محجوب شده است و غليظ و سخت و تيره و تار است به سبب مفارقت كردن نور ذكر و شعور

--> ( 9 ) - . . چون همهء ما سواى حقّ را از ياد بردى آنگاه خداى را ياد كن : سورهء 18 قسمتى از آيهء 24 ( 10 ) - اى مونس و غمخوار كسى كه جز او مونس و يار و غمخوارى ندارد